یعنی ,اورانوس ,پوکر واری
به شدتی از خولیت رسیدیم که اب میریزیم رو زمین میخندیم :////// ( برام دعا کنید هر چند میدونم بی فایدس )
به جون این صدای خروس مانندم داره به طور بسی غیر عادی مدرسه داره بسی خوش میگذره واقعا مگه داریم مگه میشه 
اورانوس داشت برامون حرف میزد یعنی کلا بر فنامون داد یعنی در واقع گفت بجای خر خونی خر خر خونی بکنید  ( اسم ناظممونه اورانوس فقط سه ساعت داشتم در افق محو میشدیم بعد شنیدین اسم اورانوس :/ ) 
یه حس غریبی میگه هر معلمی میاد سر کلاس یه حس خفن خفه کردن من تو ذهنش پرورش پیدا میکنه نمیدونم چرا وجدانن
نمیدونم چرا اصلا مطلب ندارم :///// 
اهان راستی از اول محرم تا حدود چند روز بعد از عاشورا وبلاگ تعطیله اخه من یه نمه مطلبام شاده نمیخوام خدایی نکرده  امام حسین بی احترامی کرده باشم 
دیروز رفتم باشگاه دیر رسیدم بعد معلممون گفت چرا دیر اومدی برگرد بیرون و من به طور پوکر واری داشتم میرفتم گفت بابا شوخی کردم بچی خوبی هستی و من باز به طور پوکر واری برگشتم خدا میداند فازش چی بود :/// اما وجدانن معلم خوبی عاااشقشم خیلی خفنه :)))) بعد از اون ور باز یه نفر جدید اومده بود معلمه گفت باهاش بزن ببینم چطوره یعنی من مثلا خیلی خوبم من من بازم هم مثل یه چیزی که بهش تیتاب دادن ذوق مرگیدم
:))))) فعلا
اینم قیافه ی پسرا که به زودی شاهدشیم ( به مرگ خودم طنزه نترکونیدم ) 

منبع اصلی مطلب : Ɗєηιѕ
برچسب ها : یعنی ,اورانوس ,پوکر واری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : Denis نوشت 4