فاجعه ,سرویس ,شدیم
- قبل از شروع پستم بگم از انجا که گوشیم توقیف شده شبا پست میزارم بعد قلب من ضعیف بیست و شیش تا پست جدید گذاشتین واقعا من چ کنممممممممممممم
خب اینجانب امروز صبح ساعت 6/10 دقت کنید شیش و ده دقیقه اخه تا چ حد بدبختی بیدار شدیم و با پوشیدن شلواری که ظرفیت جا شدن چهار نفر را در خودش گنجانده با سرعتی بی شباهت به جت ( پارازیت داداشم بیشعور چیسافتم خوابیده بود تو حال دیگه تصور کردن حال من رو به عهده ی خودتون میزارم قابل توصیف نییییست ) سوار سرویس شدم و با یک جوجه هفتمی غریب که کز کرده مواج شدم بعد یاد خودم افتادم که هفتم سرویس رو سرم بود روز اول هعییی و خلاصه باز هم دوستان اومدن کم کم و اینکه سرویس رو بر فنا دادیم ( البت نه تا اون حد ) خلاصه اینا رسیدم و بعد از نوشه جان کردن 2345554 عدد پشه ی سفید خوشمزه ها خوشمزه پیشنهاد میکنم بخورید من فقط سس کم داشتم خواستین بخورین سس فراموش نشه و پس از خورده شدن سر ما توسط مدیرمون ( مدیرمون اومد سر صف تا اومد یکی گفت یا امام زاده بیژن البت این بیژن رو نگفت چقدر برگه دستشه و این کلمه کافی بود تا به عمق فاجعه پی ببریم ) و پس از ذوق مرگ شدن از اینکه ناظممنون عوض شده و تغیر یافته وارد کلاس شدیم اگه اوضاع کلاس رو بگم تاسف میخورید واقعا ما با اینا شدیم 70 میلیون نفر برا همین ترجیح دادم نگم یعنی بی شک یه پسر اونجا بود در جا خودکشی میکرد از خولیت ما یعنی فاجعه بودا فاجعه
اما در کل روز خوبی بود:)))))))))))
سرما خوردم دارم دیوانه میشم ااااااااا
منبع اصلی مطلب : Ɗєηιѕ
برچسب ها : فاجعه ,سرویس ,شدیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : Denis نوشت 2